آینــــده
تجربــه
تخصــص
نکـــسا
تاریخ خبر : ۱۳۹۷/۰۸/۲۳
ساختمان خاص شهرک غرب در کلوزآپ - روزنامه هفت صبح

ساختمان خاص شهرک غرب در کلوزآپ -  روزنامه هفت صبح

دوشنبه گذشته به تاریخ 21 آبان 97 روزنامه هفت صبح مصاحبه‌ای اختصاصی با مهندس رضا دانشمیر در خصوص ویلای رز به چاپ رساند که شما را دعوت می‌کنیم تا در ادامه آن را مطالعه نمایید.

گفت و گو با مهندس رضا دانشمیر معمار مشهور ایرانی و طراح ویلای رز

علی رستگار | اگر از نیمه دوم دهه 80 به بعد ساکن تهران بوده باشید محال است چشمتان به یکی از آثار رضا دانشمیر نخورده باشد. در سال 87 وقتی پردیس سینمایی ملت افتتاح شد، برای شهروندان پایتخت که به دیدن ساختمان‌های مکعبی و بی‌روح عادت کرده بودند، آنقدر سبک معماری آن غافلگیر کننده بود که تا مدت‌ها درباره آن صحبت می‌کردند، بعد از آن از آثار دیگری هم رونمایی شد مثل مسجد ولیعصر در کنار تئاتر شهر یا مجتمع آواسنتر و برج تجارت جهانی. همه این پروژه‌ها را رضا دانشمیر معمار برجسته ایرانی با همکاری همسرش کاترین اسپریدونف طراحی کرده. زوجی که نه فقط در معماری بلکه در موسیقی و نقاشی هم هر دو دستی بر آتش دارند. یکی از آثار اخیر آنها ویلای رز در منطقه شهرک غرب تهران است. یک ساختمان مسکونی خاص با معماری مینیمالیستی که نظیر آن را کمتر سراغ داشتیم. ظهر یکی از روزهای پایانی شهریور ماه به ویلای رز رفتیم و بعد از یک سیاحت مفصل از گوشه و کنار این ویلا با رضا دانشمیر به گفت و گو نشستیم.

بله من تا قبل از اینکه دفترمان را به همراه همسرم در سال 1383 تاسیس کنیم، همزمان با فعالیت در دفاتر مختلف معماری، موسیقی و نقاشی را هم به طور حرفه‌ای دنبال می‌کردم. در آن دوره 8 نمایشگاه نقاشی برگزار کردم و در یک گروه موسیقی عضویت داشتم و چند کنسرت موسیقی برگزار کردیم. اتفاقاً همسرم کاترین اسپریدونف هم نقاشی و نوازندگی را دنبال می‌کردند و گرایش‌های مشترکی داشتیم اما بعد تمرکز خودمان را روی معماری گذاشتیم.

من متولد 1343 هستم. رشته معماری را در دانشگاه علم و صنعت خواندم و در سال 70 فارغ‌التحصیل شدم. به طور جدی اما کارمان را از سال 1379 آغاز کردیم. اولین پروژه‌ای هم که انجام دادیم گالری آو نام داشت. این پروژه در حقیقت تغییر عملکرد یک استخر متروکه واقع در حیاط منزل یکی از دوستانم برای تبدیل شدن به یک شو روم بود. به هر حال پروژه کوچکی بود و ما یک فضای سرپوشیده برای آن در نظر گرفتیم. ضمن اینکه با بودجه‌ای اندک و زمان محدود آن را انجام دادیم. در نهایت اما همین پروژه در اولین دوره مسابقه معمار سال 1380 بین 160 پروژه به رتبه چهارم دست پیدا کرد.

بله. بعد از این پروژه دفتر ما تا حدودی شناخته شد و کارهای دیگری هم برایمان آمد. تعدادی ویلا در لواسان طراحی کردیم که آنها هم موفق شدند رتبه‌هایی را در مسابقه معمار کسب کنند. ماجرا پیش رفت تا سال 82 که پردیس سینمایی ملت به ما رجوع کرد. اجرای آن از سال 83 شروع شد و تا سال 87 ادامه داشت. در سال 87 آن را ارسال کردیم به مسابقه معمار که موفق شد رتبه اول را در معماری ایران کسب کند و در سال 2009 هم جزو فینالیست‌های مسابقه فستیوال جهانی معماری (WIF) شد. از آن به بعد پروژه‌های متعددی به ما رجوع شد و کم کم شناخته شدیم. کارهای مختلفی انجام دادیم که مهم‌ترین آنها پروژه مسجد ولیعصر در ضلع جنوبی تئاتر شهر است.

در این 14 سال که من و خانم کاترین اسپریدونف شرکت حرکت سیال را راه انداختیم پروژه‌های متعددی را طراحی کردیم که خب می‌شود به مجتمع آواسنتر در صاحبقرانیه جنب سفارت چین اشاره کرد. یا برج جام در خیابان شریعتی. همینطور برج سپهر الهیه در ضلع شمالی مجتمع مدرن الهیه که همین حالا در دست اجراست. همین ویلای رز که برای آقای لواسانی طراحی کردیم یا ویلای آقای حصاری در لواسان که در دست اجرا داریم. سه پروژه مهمی که همین الان در مسابقات داخلی و بین‌المللی شرکت داده شدند مسجد ولیعصر تهران، برج 73 طبقه تجارت جهانی تهران و مجتمع آواسنتر هستند. این سه پروژه به فستیوال جهانی معماری ارسال شده و هر سه هم در شورت لیست پذیرفته شده و باید در آذرماه به آمستردام برویم تا آنها را برای یک ژوری بین‌المللی مطرح کنیم و امیدوار هستیم بتوانیم در آنجا نگاه معمارهای مشهور دنیا را به سمت ایران جلب کنیم.

بله بعد از انقلاب یک دوره انقطاع وجود داشت. بعد از دوران جنگ بود که کم کم ساخت و ساز و پروژه‌های عمرانی مطرح شد. ابتدا پروژه‌ها تا اواخر دهه 60 و دهه 70 و دوره سازندگی صرفاً دولتی بود. از دهه 80 اما بخش خصوصی به صورت فعال وارد عرصه شد. اولین نسل معمارهای ایرانی که در سال‌های بعد از انقلاب فارغ‌التحصیل شده بودند با بخش خصوصی وارد بازار کار شدند و توانستند کمابیش خودشان را نشان بدهند. از اواخر دهه 80 معماران ایرانی در سطح بین‌المللی با مسابقات و پروژه‌های کوچک تا حدودی مطرح شدند و الان تقریباً معماری ایران در حال رسیدن به یک جایگاه خوب در سطح بین‌الملل است. مثلاً در همین دوره فستیوال جهانی معماری که دهمین سال آن قرار است برگزار شود، تعداد زیادی پروژه ایرانی حضور دارند. این مسئله خودش نشان می‌دهد پروژه‌هایی که در ایران اجرا شدند از کیفیت خوبی برخوردار بودند که توانستند به این فستیوال راه پیدا کنند. اینطور که من شنیدم حدود دو یا سه هزار پروژه برای این فستیوال فرستاده شده که از بین آنها 500 پروژه را انتخاب کردند برای شورت لیست یعنی مابین 20 درصد پروژه‌هایی که در سطح جهانی پذیرفته شده، باز تعداد زیادی پروژه ایرانی وجود دارد که این نشان می‌دهد معماران ایرانی آینده روشنی دارند. این راهم باید در نظر بگیرید که ما در شرایط آزاد و برابر با خارجی‌ها نبودیم. ما همواره با تحریم‌های متعدد مواجه بودیم و در شرایط بسیار سخت اقتصادی قرار داریم اما آنها به تکنولوژی‌های پیشرفته‌ای دسترسی دارند. اینکه در این شرایط سخت عده‌ای بتوانند کارهایی را انجام بدهند که در سطح جهانی مورد توجه قرار بگیرند دستاورد کمی نیست.

ویلا اساساً دستمایه جالبی برای کار است چون محدودیت‌های آپارتمان را برای طراحی ندارد. به این معنی که شما یک قطعه زمین در اختیار دارید و می‌توانید بنایی در آن بسازید که از چهار طرف باز باشد، از چهار طرف نما دارد و بنابراین یک فرم کامل را تشکیل می‌دهد. در ویلای رز طبعاً ما سعی کردیم از این ظرفیت به بهترین شکل استفاده کنیم. در این پروژه ما زمین را تا سطح منهای دو تراشیدیم بنابراین ساختمان در یک گودال قرار گرفته. اطراف آن را خالی کردیم که بتوانیم به طبقات زیرزمین به خصوص طبقه‌ای که استخر در آن قرار دارد نور برسانیم و فضای سبز برایشان کار کنیم. خلاصه مطلب اینکه پروژه طوری اجرا شده که طبقات زیرزمین مدفون نبوده و از تهویه و نور مناسب برخوردار باشند. بنابراین این یک پروژه ویلایی 4 طبقه است که از چهار طرف به بهترین شکل نور دارد.

بله. کارفرما فضاهای متعددی مدنظر داشت. در زیرزمین یک مجموعه مفصل ورزشی و تفریحی می‌خواست و اینکه طبقات اول و دوم به نوعی از محوطه مجزا باشد. بنابراین ما پارکینگ را مقداری پایین‌تر بردیم. یعنی ورودی مجموعه کمی پایین‌تر از تراز صفر قرار دارد که بتوانیم دو طبقه روی آن داشته باشیم. چون شهرداری برای این منطقه از شهرک غرب فقط اجازه می‌دهد شما دو طبقه روی زمین داشته باشید. ما اما با این ترفند در عمل سه طبقه روی زمین داریم. یعنی با یک شیب نامحسوس به حیاط و پارکینگ، طبقه منهای یک را تبدیل به همکف کردیم. خیلی‌ها وقتی وارد ساختمان می‌شوند اصلاً متوجه نمی‌شوند که این طبقه همکف در حقیقت زیرزمین است.

قوانین و مقرراتی که در تهران حاکم است اغلب مربوط به 50 سال پیش‌ می‌شود. محدودیت‌های خاصی هم دارد که ما سعی کردیم به آن عادت کنیم. البته انعطاف‌هایی در آن پیش‌بینی شده که اجازه می‌دهد تفاوت‌هایی به وجود بیاید. به طور مثال در بافت‌های مسکونی معمولاً قوانین 60 درصد حاکم است که البته اینجا در شهرک غرب این قوانین 40 درصد زمین را در یک محدوده خاصی می‌توانیم اشغال کنیم. این قوانین تا حدی دست معمار را می‌بندد و تعیین می‌کند که تا کجا می‌توانی چیزی بسازی و طرحت را باید در کجا استقرار بدهی. هر چند مقداری هم آزادی وجود دارد که هر معماری بتواند روش‌ها و راه‌ حل‌های خودش را پیدا کند. البته در یک جاهایی کار سخت‌تر است مثل مناطقی از شهر که آپارتمان‌های پنج طبقه روی پیلوت مجوز می‌دهند. آپارتمان‌های به هم چسبیده‌ای که معمار در نهایت یک نمای شمال و جنوب دارد. اطرافش کاملاً بسته است و کاری نمی‌شود کرد. من امیدوارم این قوانین آپدیت شده و آزادی‌های بیشتری به معماران داده شود. البته بعضی از این قوانین به نوعی دو پهلو هستند و اجازه می‌دهند مقداری فضای خالی هم باقی بماند. مثل همین قانونی که از یک قطعه زمین شما می‌توانید 60 درصد آن را بسازید. با این قانون فضاهای باز باقی می‌ماند که با ایجاد فضای سبز می‌توانید محیط مطبوع‌تری بسازید. به هر حال این نگرانی وجود دارد که وقتی دست سازنده را به طور کامل باز بگذارند بخواهند از همه فضای موجود برای منفعت بیشتر استفاده کرده و آن را بسازند. به طور کلی اما در پروژه‌های بزرگ‌تر و عمومی آزادی عمل بیشتری وجود دارد و معماران می‌توانند کارهای متنوع‌تری انجام بدهند.

محاسبات این پروژه توسط خود سازنده انجام شد و آنها یک تیم سازه‌ای خیلی خوب داشتند که به ما معرفی و هماهنگی‌ها انجام شد و ما توانستیم با همفکری یکدیگر در حقیقت این ایده‌ها را به مرحله اجرا برسانیم.

بله. کارفرما می‌گفت نیاز به یک بخش خصوصی در ساختمان دارد و یک بخش عمومی. این موضوع را مطرح کردند که گاهی ممکن است مهمان‌هایی به این ساختمان بیایند که برای مدتی اقامت داشته باشند. بنابراین این ویلا برنامه‌اش گسترده‌تر از یک ویلای عادی بود. ما این ایده را توسعه دادیم که ویلا از دو بخش تشکیل شود. هر چند که بخش عمومی و خصوصی را از هم تفکیک نکردیم و به نحوی درون هم قرار دادیم اما این دو بخش تمایزهای خودشان را دارند. اگر از بیرون پروژه نگاه کنید، بخشی از متریال یک پوسته سفید از بتن است و بخش دیگر چوبی. قسمت چوبی بخش خصوصی ماست و بخش سفید مربوط به عملکردهای عمومی می‌شود. حدفاصل این دو بخش هم با شیشه جدا شده. اگر دقت کنید ما در جداره‌های شرقی و غربی یک نوارهای عمودی نور داریم. حد فاصل بین چوب با متریال سنگ و دیواره‌های سفید می‌تواند نور را به داخل هدایت کند. همچنین سقف طبقه آخر را در قسمت مرکزی به صورت شیشه‌ای ساختیم که یک حفاظ دارد و اگر این حفاظ کنار برود، پنجره‌ها می‌توانند نور را به فضای داخلی انتقال بدهند. و از طریق ویدی که در طبقه همکف هست کل فضای داخلی را روشن کند. این می‌تواند به صرفه‌جویی در مصرف انرژی هم کمک کند. به طوری که در طول روز اصلاً شما نیازی نمی‌بینید بخواهید چراغی روشن کنید.

خب این ساختمان اساساً یک ویلای بزرگ است با تعداد اتاق‌های زیاد و فضای عمومی مطلوب که ارتباط خوبی هم بین طبقات آن برقرار است همچنین چون ما اطراف ویلا را خالی کردیم، یک دسترسی مناسبی پیرامون آن وجود دارد. طبعاً می‌تواند عملکردهای دیگری هم غیر از مسکونی داشته باشد. به طور مثال می‌تواند یک دفتر اداری خوب یا همان سفارتخانه که اشاره کردید باشد. ما می‌دانیم که تبدیل یک ساختمان مسکونی به اداری خیلی کار پیچیده‌ای نیست چون نزدیکی و قرابت‌های زیادی دارند. این پروژه با توجه به تنوع فضایی خوبی که دارد قابلیت انطباق با بهره‌برداری‌های متفاوت را هم دارد.

ما سعی کردیم پروژه ساده و تا جایی که ممکن است از یک زبان معماری روشنی برخوردار باشد. از سیستم گرید یا تیر و ستون پرهیز کردیم. ما تلاش کردیم به سمت دیوار و سطوح گسترده برویم. بنابراین شما در این ساختمان دهانه‌های 10 متر و بالاتر را بدون ستون می‌بینید. پس یک نوع دیگری از سازه اینجا مطرح شده. این سازه پوسته‌ای است که به صورت یک صفحه پیوسته عمل می‌کند. با این کار توانستیم جداره‌های شیشه‌ای بزرگ و باز داشته باشیم. در نماهای شیشه‌ای ما فریم‌های بزرگ سه متری داریم که به خصوص در نمای جنوبی جایی که تراس‌های ما قرار دارند وقتی شیشه‌ها باز می‌شوند یک فضای 6 متری بدون شیشه و فریم را تجربه می‌کنیم. این کار فضای درون و بیرون را به نوعی به هم متصل می‌کند.

شما اگر نگاه کنید تمام طبقات پروژه به هم مرتبط هستند و سعی نکردیم طبقات صد در صد از هم مجزا باشند. از طریق ویدهایی که در نظر گرفتیم و راهرو و راه‌پله پیوسته داخلی این امر میسر شده. شما وقتی وارد می‌شوید می‌توانید تمام طبقات را طی کنید و حتی به بام بروید. این ویدها عملاً یک حیاط داخلی برای پروژه ایجاد کرده و همه فضاها را به هم مرتبط می‌کند.

به طور خاص نه متریال ویژه‌ای استفاده نکردیم که خیلی جنس عجیب و غریبی داشته باشد. اسکلت ما بتنی است و به صورت یک پوسته بتنی و دیوارهایی از این جنس طراحی شده. سعی کردیم در سازه دهانه‌های باز داشته باشیم. ستون در فضا نداریم که همین یک احساس خوب و باز به انسان می‌دهد. حتی در سطح پارکینگ که فضا خیلی باز است هم ستونی را نمی‌بینید. همین موضوع این امکان را می‌دهد که اگر مراسم، مهمانی یا جشنی داشته باشید آنجا تبدیل می‌شود به یک سالن بزرگ یا فضای سرپوشیده مناسب برای پذیرایی. در مورد متریال البته در فینیشینگ ساختمان سعی شده از بهترین اجناس روز استفاده شود. از چوب اشباع شده نفیس تا سنگ‌های بسیار ارزنده. یا در قسمت سرویس‌ها هم از سرامیک‌های روز دنیا استفاده شده است.

خوشبختانه این پروژه در یک منطقه مسکونی آرام با میزان تردد پایین قرار گرفته. اینجا مجموعه ویلاهایی قرار دارد با دو طبقه روی زمین که منطقه کم رفت و آمدی را شکل داده. بنابراین مشکل آلودگی صوتی اینجا مطرح نیست. هر چند که ما برای شیشه‌ها از فریم درجه یک گودمن و شیشه‌های دوجداره استفاده کردیم. تمام دیوارها مجهز به عایق صوتی هستند و از این بابت هیچ مشکلی وجود ندارد. برای مسئله آلودگی هوا باید گفت سیستم تهویه و تاسیسات ویلا طوری طراحی شده که سیستم فرش ایر دائم هوای تازه را با عبور از فیلترهای مخصوص وارد ساختمان می‌کند.

بله ما به خصوص در طبقات زیرزمین دیواره‌های سبز داریم که به بهبود تهویه هوا کمک می‌کند. کل پنجره‌ها رو به استخر باز می‌شود و تهویه کامل اجرا می‌شود. چون فضای سبز گسترده‌ای در اطراف ساختمان وجود دارد فضای مطبوعی در پروژه حاکم است.

ما سعی کردیم محوطه به نوعی امتدادی باشد از پروژه. با توجه به اینکه ساختمان درون یک گودال قرار می‌گیرد بنابراین محوطه پروژه یک محوطه سه بعدی است و تخت و دو بعدی نیست. خود محوطه هم اینقدر دالان و پل و دیوارهای بلندی دارد که به راحتی می‌توان در آن سرگرم شد. در محوطه سطوح شیب‌داری وجود دارد که به صورت فضای سبز طراحی شده و به استخر و فضای ورزشی مرتبط است. در نورپردازی شب هم سعی کردیم همین خواص را ایجاد کنیم و آن هم رمز و راز خودش را دارد. این پروژه خیلی فضاها و جاهای قابل کشف و استفاده دارد که امیدوارم بهره‌بردار بتواند آنها را پیدا و استفاده کند.

من فکر می‌کنم تهران مجموعه‌ای است از همه این‌ها. به طور مثال در همین شهرک غرب ویلاسازی شده و بخش دیگری شامل ساختمان‌های بلند مرتبه است. در تهران بخش‌های قدیمی‌تر را هم ساختمان‌های دو یا سه طبقه تشکیل می‌دهد. در مجموع اما تهران بیشتر شهری است با تراکم پایین و گستردگی بالا. به نظر من این خوب نیست. من اگر تصمیم گیرنده بودم تهران را به سمت بلند مرتبه‌سازی و محدود کردن می‌بردم. چون گستردگی بالا تردد را هم زیاد می‌کند که این خودش منجر به افزایش آلودگی و ترافیک می‌شود. یعنی هر چقدر شهر گسترده‌ای داشته باشید آلودگی بیشتری هم دارید. در عوض هر چقدر شهر متمرکزتر و عمودی‌تر باشد تمیزتر است. در نظر بگیرید هنگ کنگ 18 میلیون نفر جمعیت دارد اما چون در یک مساحت خیلی کوچک بنا شده، تمیزترین شهر دنیاست. یا شهرهایی مثل نیویورک که بافت متراکمی در منطقه محدود دارند شهرهای تمیزی هستند. اما از آن طرف شهرهای گسترده‌ای مثل آتلانتا هم هستند که مساحت بسیار زیادی دارند و جزو آلوده‌ترین شهرهای دنیا به شمار می‌روند. مکزیکوسیتی آلوده‌ترین شهر دنیاست. وقتی به آن نگاه می‌کنید یک شهر دو سه طبقه گسترده است. وقتی محل کار و محل زندگی نزدیک هم باشد مصرف انرژی به شدت کاهش می‌یابد.

 

بازگشت به لیست خبرها

نام
تلفن (محرمانه)
ایمیل (محرمانه)
امتیاز: بد خوب